العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

215

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

مالك گويد : يكى از روزها كه من در خدمت آن جناب بودم با خودم از فضيلت آنها حديث نفس مىكردم ، فرمود : اى مالك به خداوند سوگند شما از شيعيان ما هستيد ، خيال نكنيد كه شما در باره ما افراط مىكنيد ، اى مالك آنها كه نمىتوانند خدا و رسول را وصف كنند ما را هم نمىتوانند وصف نمايند ، و همچنين توانائى وصف مؤمن را هم ندارند . اى مالك هنگامى كه مؤمن با برادرش ملاقات مىكند و با او مصافحه مىنمايند ، خداوند نظر رحمت خود را بر آنها مىافكند و گناهان آنها فرو مىريزد تا هنگامى كه از هم جدا گردند و كسى توانايى ندارد اين را وصف و تعريف كند ، پدرم مىگفت هر كس ولايت ما را تعريف كند آتش را نخواهد چشيد . 124 - جابر بن عبد اللَّه گويد : رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و إله در عرفات بودند و على هم در مقابل او بودند و ما هم با او بوديم ، در اين هنگام رسول خدا به على اشاره كردند نزد او برود ، على هم نزد او رفت ، فرمود : دست خود را بر دستم قرار ده ، و بعد دست على را گرفت و فرمود : من و شما از يك درخت خلق شديم ، من اصل و تو فرع و حسنين برگهاى آن هستند ، و هر كس به آن چنگ زند وارد بهشت مىگردد . 125 - عباد بن صهيب گويد : حضرت باقر عليه السّلام از پدرانش روايت مىكند كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله فرمود : درخت من هستم ، و فاطمه فرع آن است ، على آن درخت را بارور كرد ، و حسنين هم ميوه آن هستند ، برگهاى درخت آويزان مىباشند ، هر كس به آن درخت و شاخه‌هاى آن دست بزند خداوند او را وارد بهشت مىكند . گفته شد : يا رسول اللَّه ما درخت و فرع آن را شناختيم ، پس شاخه‌هاى آن چه كسانى مىباشند ، فرمود عترت من هستند ، هر كس ما اهل بيت را دوست بدارد ، و به دستورات ما رفتار كند ، و قبل از اينكه به حساب او برسند خود به حسابش برسد خداوند متعال از وى راضى مىگردد و او را داخل بهشت مىگرداند . 126 - حسنين عليها السلام از پدر خود على عليه السّلام روايت مىكنند كه مردى از انصار خدمت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله رسيد و گفت : يا رسول اللَّه من توانائى دورى از شما را